الا دریش!

img

“الا دریش” اصطلاحی است که در زمان دکتور نجیب الله، آخرین زمامدار دوره کمونستی، در بین مردم ما شایع، گردید در آن زمان تعدادی از افسران دختر در نیروهای امنیتی و دفاعی کشور جذب شده و در پاسگاه های نظامی ایفای وظیفه می نمودند و گفته می شود که در جریان پهره داری روزی یکی از این افسران اناثیه در جایی نشسته و کسی می خواهد با شوخی به طرف او نزدیک شود، این افسر اناثیه در حالیکه از نزدیک شدن این شخص هراس دارد، با لهجه به خصوص زنانه خود می گوید: دریش… دریش، و هنگامی که جانب مقابل به این هشدار وی بی اعتنایی می کند، باز صدا میزند “…الا دریش” ؛ الا پیش نیا که فیر می کنم؛  و به این ترتیب بین مردم این اصطلاح جای گرفت .

باز هم الا دریش:

از مدتی است که توجه رئیس جمهور غنی، به سوی خانم ها بیشتر معطوف گردیده است، و تلاش دارد تا توسط آنها حکومت خود را پایه دار نگهدارد، به همین اساس سال گذشته، رياست جمهوری با صدور فرمانی حسنا جليل را به پست معاونیت وزارت امور داخله گماشت و حال هم در یک اقدام مشابه، منیره یوسف زاده را به حیث معاون وزارت دفاع گماشته است . شاید رئیس جمهور فکر می کند که بدین وسیله می تواند تناسب جندر را درست تر مراعات نموده و به حقوق زنان رسیدگی نماید.

در حالیکه به جایگاه زن در کشور احترام کامل دارم اما نباید در مواردی از آنها به حیث وسیله کار گرفته شود و سمبولی باشند برای جلب حمایت دیگران و مساعد ساختن زمینه به دیگران تا خود را مدافع حقوق زنان قلم داد کنند.

منیره یوسف زاده کیست؟

منیره یوسف زاده، متولد سال ۱۳۶۵ خورشیدی در شهر کابل می باشد. وی به ترتیب از رشته علوم سیاسی و رشته اقتصاد به سویه لیسانس از دانشگاه فارغ شده و حال هم محصل درجه ماستری در رشته مدیریت دولتی و اداره عامه در یکی از پوهنتون های خصوصی کابل می‌ باشد. بانو منیره یوسف زاده با فعالیت های رضاکارانه شان بار ها مورد تقدیر قرار گرفته و به گونه مثال وزارت حج و اوقاف، وزارت اطلاعات و فرهنگ، ولسی جرگه و کمیسیون مستقل انتخابات در مناسبت های مختلف از وی تقدیر نموده است. هم چنین منیره یوسف زاده، مؤسس و بنیان گزار اولین گالری هنرهای معاصر تحت نام (گالری شمامه)در افغانستان می باشد که در آن به معرفی هنر زنان افغانستان و زنان هنرمند پرداخته است.

منیره یوسفزاده و وضعیت وخیم جنگ در کشور:

بانو منيره يوسف‌زاده در شرايطی به عنوان معاون وزارت دفاع گماشته شده که هم اکنون جنگ در بیشتر ولايات کشور، به شدت جريان دارد و با گذشت هر روز دامنه کنترول گروه طالبان در ولايت‌ها رو به گسترش است. در کشور یکه همه روزه جنگ جریان داشته باشد و نیروهای دفاعی و امنیتی آن در حالت آماده باش باشد برای یک خانم خیلی دشوار خواهد بود تا از نیروهای دفاعی باخبری داشته و به آنها مورال دهد. زیرا وضعیت در کشوری مانند افغانستان خیلی متفاوت است با آنچه در کشور های جهان اول سپری می شود، نیروهای امنیتی کشور ضمن جنگ های جاری در کشور، هرلحظه در موقع خطر قرار دارند، هرلحظه تهاجم است و نیروهای ما در حالت دفاع قرار دارند.

چرا تقرر یک بانو در این پُست؟:

طبعاً امروز چیزی که بیشتر بر سر زبان ها ست، موضوع کمپاین های انتخاباتی قبل از وقت است که همه به نوعی آنرا به راه اندخته اند و رئیس جمهور نیز با امکانات دست داشته دولتی تلاش دارد تا پایه های مردمی خود را قوی تر سازد، به خصوص در بین قشر اناث جامعه، زیرا از یک طرف حمایت یک طیف قوی را با خود خواهد داشت و در ضمن آن به جامعه جهانی نیز نشان خواهد داد که آنها به حضور فعال زنان در همه بخش های دولتی باور مند هستند، تا در آینده از آنها حمایت نمایند. در ضمن شاید آقای غنی به این نتیجه هم رسیده باشد که بعد از این مردی پیدا نمی شود که باور وی را با خود داشته باشد و یا هم کسی پیدا نخواهد شد تا بالایش صدا کند و تنها کسانیکه بیشتر اوامرش را به جا خواهند آورد و مطیع شان خواهند بود، قشر اناث است که با مزد کم و با اخلاص کامل، در خدمت خواهند بود.

وضعیت جنگ و تقرر بانو یوسفزاده:

در این شرایط که وضعیت جنگ در کشور بیشتر از همه پیچیده تر می شود، تقرر بانو منیره یوسفزاده در پسُت معاونیت وزارت دفاع، به مفاد کشور نمی باشد، زیرا مورال دادن به افسران؛ قیادت و رهنمایی افسران و در کنار شان ایستادن، یکی از وظایف عمده کارمندان بلند رتبه وزارت دفاع ملی شمرده می شود، در حالیکه برای یک یک بانویی که خود همیشه در کنار مرد و تحت حمایت مرد به سر می برد، حمایت از مردان جنگنده در سراسر کشور شاید دشوار باشد، در ضمن این نباید فراموش کرد که ما همین اکنون در یک نوع جنگ روانی با طرف مقابل یعنی طالبان قرار داریم، و در وضعیت کنونی و با گماشتن های این گونه شاید ما توانمندی مقابله روانی با آنها را نداشته باشیم. که قوت های جنگی شان در مقابل این نوع حرکت ها حساس شده و جنگ تشدید یابد.

نتیجه:

در حالیکه امروزه جوانان نیرومند ما همه روزه با خسته شدن از وضعیت کنونی کشور به قصد فرار به خارج در دریاها غرق می شوند یا از بیکاری در داخل کشور به مواد مخدر رو آورده اند، اما در پُست های بزرگ دولتی، زنان کم تجربه به عوض مردان کار کشته به کار گماشته می شوند، آن گونه که گفته شد نه تنها در مدیریت جنگ جاری مؤثریتی ندارد، بلکه در ضمن این غیرت افغانی هم شاید به برخی از جوانان شامل پیکار در صف اردو اجازه ندهد تا به یک خانم سلامی زده مطابق هدایت شان عمل نمایند؟

این همه تغییر به نوعی ذهنیت سازی کار دارد و ضرورت های اولیه کشور و مردم کشور در حال حاضر این گونه اقدام را مناسب نمی داند. به این اساس دعا می کنم که خدا کند این توظیف تنها سمبولیک نباشد و خانم بتواند وظیفه خود را به شکل درست اش به پیش ببرد، اما ضمن آن نباید فراموش کرد که با این گونه عمل کرد ها نمی توان کشتی شکته را به ساحل نجات رسانید.

خپروونکی : مدیر ویب سایت

مدیر ویب سایت

اړوندې ليکنې

نظر مو څرګند کړئ