بیایید نگذاریم شبکه های اجتماعی زندگی ما را کنترول کند!

img

ترجمه: رومل فهیم

سرمایه داران شبکه های اجتماعی باید این نمایش شان را کنار بگذارند که ګویا خدای مهربان شان، یک دنیای خوبی را برای آنها تهیه نموده است و باید قبول کنند که آنان فقط کشاورزان تنباکو در داخل لباس اند و یک مواد اعتیاد آور را به مردم عرضه میکنند و همچنان دیدن لایک ها نوع جدید دود کردن سگرت است!

به یاد داشته باشید که اگر فلیپ مورث، مخترع سگرت فقط شُش های شما را تسخیر می کرد، اما شبکه های اجتماعی روح شما را، حدود دو میلیارد نفوس تنها از فیسبوک در جهان استفاده میکنند که 3.2 میلیون نفوس آنرا (طبق آمار سال 2017) افغان ها تشکیل میدهند.

کاربران شبکه های اجتماعی، روزانه کم از کم 150 مرتبه به مبایل خود مراجعه می کنند، زمانیکه شما از خواب بیدار می شوید، وارد یک دنیای عجیب و ساختگی می شوید که چند متفکر تکنالوژی برای شما طراحی کرده است؛ یک فرد پس از هر پانزده دقیقه مبایل خود را چک می کند بدون اینکه کدام اطلاعیه یی دریافت کرده باشد؛ این ذهن شان است که برای شان می گوید: ببین که کمنت آمده؟، لایک ها چندتا شده، کی درخواست دوستی فرستاده؟؛ این همه باعث می شود تا شما تشویش کنید و به خاطر بیرون رفت از این اضطراب شما به شبکه اجتماعی سر می زنید.

این اضطراب یا تشویش در حالی زیاد می شود که ما به مبایل خود دسترسی نداشته باشیم یا هم شارژ مبایل ما در حال تمام شدن باشد؛ یک تحقیق در آسترالیا که میان 3000 نفر که الی 30 سال عمر دارند، انجام شده است نشان میدهد که از بین هر 10 نفر، 9 نفر شان هنگام ختم شدن شارژ مبایل شان دچار اضطراب می شوند.

ستیوو جابز (رئیس پیشین شرکت اپل) در دنیا با ساختن آیفون انقلاب برپا کرد اما هرگز نگذاشت اطفال خودش از آن استفاده کنند، چون او نمی خواست که فرزندان اش وابسته به تکنالوژی شوند؛ در حالیکه امروزه یک نوزاد اولین لپ تاپ خود را بدست می آورد و حتی اکنون یک طفل به شکل آنلاین بدنیا می آید و به شکل آنلاین پسندیده می شود و به شکل آنلاین با دیگران شریک ساخته میشود.

جدا سازی نسل جوان از همدیگر:

جدا سازی نسل جوان ما از همدیگر در زمان حال عجیب، ناسالم و در تاریخ بی سابقه است. شما افرادی را مشاهده می کنید که روی میز رستورانتی باهم نشسته اند و با هم صحبت نمی کنند، چون آنان مصروف پیام فرستادن، چک کردن لایک ها، حساب فیسبوک شان، انستاگرام شان و یا تویتر شان هستند. روی یک میز نشسته اند اما همدیگر را نمی شناسند، در خانه هستند اما با همدیگر صحبت نمی کنند و این فشار بالای ما آنقدر است که گویا هر کدام ما می خواهیم مانند دیگران زندگی کنیم و یک زندگی واقعی را به نمایش می گذاریم.

حالا این پدیده به یک فرهنگ مبدل شده که ما میان هم بیشتر چیزهای مشترک نداریم، چون همان انترنتی که هدفش متحد ساختن جهانیان بود، تبدیل به یک مرجع شده است که محتوای آن چه را به شما نشان می دهد که شما می خواهید. آیا میدانید من امروز صبح در صفحه اجتماعی فیسبوک و انستاگرام چه را تماشا کردم؟ نخیر! چون خواسته های من و شما همخوانی ندارند. امروز مردم به اطلاعاتی دست می یابند که آنان چندی قبل در جستجوی موضوعات آن چنانی بوده اند و یا موضوعاتی با این محتویات را پسندیده یا شریک ساخته اند.

ما انسان ها بهترین مصرف کننده اما ضعیف ترین تولید کننده هستیم، ما چیزی را خریداری می کنیم که توان خرید آنرا اصلا نداریم و با پولی خریداری می کنیم که اصلاً در جیب ما نیست و افرادی را با آنان آگاه میسازیم که اصلاً آنان را نمی شناسیم تا نشان دهیم ما مانند دیگران هستیم.

همین اکنون یک دختر یا پسر جوان مصروف فوتوشاپ کردن سلفی خود است، چون ما به حیث یک جامعه برای شان می گوییم که آنان زیبا نیستند. همین اکنون تعدادی افراد نفوذی وجود دارند که از راه های مختلف ما را به خودشیفتگی تشویق می کنند، بدون اینکه بدانند وسعت و عمق کار شان به چه اندازه روی مخاطبان شان تأثیر می گذارد. مثلاً اکنون 40 هزار جوان در یک استدیوم ورزشی اولمپیک جام مسابقات الکترونیکی (گیم) را تماشا می کنند؛ و این یک مسابقه فوتبال نسل امروزی است.

حق انتخاب!

همیشه یک روایتی برای بیطرف نشان دادن تکنالوژی/فناوری روز وجود دارد که به ما تلقین می کند که گویا “ما حق انتخاب داریم و آنچه را انتخاب می کنیم، خواست شخصی ما بوده”، در حالیکه این حقیقت ندارد! چون آنان می خواهند که شما بنابر دلایلی آن تصمیم ها را بگیرید و از فناوری های آنان برای یک زمان طولانی استفاده کنید؛ چون اساسی ترین منبع درآمد شان همان فناوری است. به طور مثال (فیسبوک، یوتیوب، تویتر) ما روزانه در مقابل این همه اپلیکیشن یک مقدار پول گزاف می پردازیم در حالیکه احساس می کنیم که از این محصولات رایگان استفاده می کنیم.

ما متوجه نمی شویم که ما آنچه انجام می دهیم، از قبل برنامه ریزی شده است و ما عضو همان برنامه هستیم، این کار ما عمدی بوده اما حال تصمیم گیرنده ما هستیم که چگونه و به چه اندازه استقلال فکری خود را از دست داده و در اختیار دیگران بگذاریم. اگر همه روزه هیولای را تغذیه کنید روزی میرسد که شما هم طعمه همان هیولا می شوید، اما اگر خود را از آن عقب بکشید، هنوز شانس دارید که آنرا کنترول و روی آن حاکم شوید و بالآخره زمانی می رسد که مردم نیاز شدید به از بین بردن تعدادی ازین ابزار ها و چیز های که به آن تکیه کرده اید، پیدا می کنند.

پانزده سال قبل کریس هیوز (یکی از بنیانگذاران فیسبوک) مارک زاکربرگ (رئیس اجرایی شبکه اجتماعی فیسبوک) را کمک کرد تا شبکه فیسبوک با حدود دو میلیارد کاربر را ایجاد کند، اما اکنون او خود می خواهد تا فیسبوک را از بین برده شود و دلایل این خواسته هایش را با روزنامه نیویارک تایمز نیز شریک ساخته است.

برخورد کوتاه مدت دو پامین(یک نوع مواد شیمیای موجود در بدن انسان) شیوه کار و پیشرفت یک جامعه را از بین می برند. اطلاعات غلط و نادرست، دروغگویی، نارسایی به مشکلات اجتماعی و همکاری نکردن به دیگران؛ این تنها مسئله افغانستان یا یک کشور مشخص نیست بلکه یک مسئله و تهدید جهانی است.

هر یک شما را اگر ازین طریق به چالشی فراخوانیم که یک هفته بدون استفاده از شبکه های اجتماعی سپری کنید، نمی توانید! پس بیایید نگذاریم تا مبایل و شبکه های اجتماعی، همه زندگی ما را کنترول کند.

خپروونکی : مدیر ویب سایت

مدیر ویب سایت

اړوندې ليکنې

نظر مو څرګند کړئ