سر و صدایی از یک سناریوی جدید در افغانستان!

img

ع . کاکر  

در این روزها سر و صدا های راجع به تطبیق یک سناریوی جدید در افغانستان به گوش می رسد و این سر و صدا ها وقتی بالا گرفت که گفتگوهای امریکا و طالبان در قطر به نتیجه مطلوب نرسیده است، این که چرا و سناریو جدید چیست و هر دو طرف چه خواهند کرد؟ روی این موضوع صحبت خواهیم داشت:

هشدار امریکا به ایران:

امریکا و در رأس آن “ترامپ” هشدار های به ایران داده اند و در ظاهر امر تنش ها بین امریکا و ایران روز تا روز شدت بیشتری به خود کسب می کند، این که این هشدار ها تا چه اندازه واقعی اند ولی معلوم نیست که آیا این هشدار ها منجر به نبرد بین این دو کشور خواهد شد یا اینکه این فشار ها برای همکاری در تطبق سناریو جدید امریکا در افغانستان است؟

نقش امریکا در افغانستان:

حضور امریکا طی 18 سال در افغانستان به اساس توافق نامه های امضاء شده بین طرفین بود که به اساس آن ایران افغانستان و عراق را به امریکا تسلیم نمود و از این درک عایدات خیلی زیادی بدست آورد؛ و این در حالیکه افغانستان تفاهم نامه عدم مداخله در امور همسایه ها را با ایران به امضاء رسانیده، اما در جریان سال های اخیر خبرهای زیاد نشر شده که دست داشتن سپاه پاسداران و کمک سلاح و مهمات آنها را به مخالفین دولت افغانستان افشاء می کند، علاوه برآن تعداد زیادی از رهبران طالبان از طریق ایران رفت و آمد های به افغانستان و پاکستان داشته اند ویکی از موارد خیلی روش آن، قتل ملا منصور در منطقه سرحدی بین پاکستان و ایران بود که در اثنای برگشت از ایران صورت گرفت. اما در این مدت امریکا هیچ گاهی در مورد ایران سخن جدی نه گفته است؛ ایران همیشه در فکر منافع خود بود، از یک جانب روابط تنګاتنگ ولی مخفیانه با امریکا داشت، با شعار های ظاهری و تند بر ضد امریکا، همچنان با دولت افغانستان روابط خوب خود را حفظ کرد و در عین حال به مخالفین مسلح دولت افغانستان هم پناه گاه های خوبی فراهم کرد. این همه چند گانه گی در سیاست ایران باعث آن شد که محبوبیت خود را بین کشورهای جهان و منطقه از دست دهد و این همه مکاریهای بوده که انجام داد. اما امروز چرا ایران مورد اتهام قرار گرفته است؟ و آیا ایران مورد هجوم امریکا قرار خواهد گرفت؟ وضعیت جاری چنین نشان می دهد که پاسخ به این پرسش منفی خواهد بود، به هیچ وجه ایران مورد حمله امریکا قرار نخواهد گرفت و دلایل زیادی برای این کار وجود دارد که یکی از آن هم توانمندی های ایران است. از سوی دیگر ایران همیشه با تفاهمات پنهانی اش خود را حفظ نموده و تلاش توسعه امپراطوری شیعه خویش در کشور های آسیای مرکزی و خاور میانه را در صدر برنامه های خویش داشته است، به این اساس در نهایت به همه فشار های امریکا تسلیم می شود.

مشکلات امریکا با چین:

کشور چین روز تا روز از لحاظ اقتصادی در حال رشد است و آن چه امریکا را نگران ساخته است این است که در ضمن سایر مسایل چین همسایه و همسرحد با افغانستان است، چین تلاش دارد تا از جانب افغانستان مطمین باشد و این اطمینان وقتی بدست می آید که حضور امریکا در این منطقه منتفی شود، به این اساس مشکلات و جنگ های لفظی بین شان جریان دارد و اگر سناریوی جدید امریکا، ادامه حضور شان در افغانستان باشد، شاید برای چین دارنده درد سر و ناراحت کننده باشد. در این صورت چین یا به خواست های امریکا تسلیم می شود، یا خاموشانه مسایل را دنبال می کند، زیرا امریکا از یک جانب با چین از سر ستیز صحبت می کند اما از جانب دیگر با روسیه در مذاکرات قرار دارد، اگر از جانب روسیه چراغ سبز را مشاهده کرد، شاید در مورد چین تفکر جدا گانه یی را در نظر داشته باشد و اگر با روسیه به توافق نرسید، شاید با چین کدام معامله را در پیش گیرند، زیرا اصل هدف شاید حضور امریکا در افغانستان باشد و به این ترتیب امریکا می خواهد مخالفین کمتر در منطقه داشته باشند؛ اما دیده شود که چه چیز از این همه بیرون میاید؟

دوام جنگ در افغانستان:

اگر امریکا با طالبان به کدام توافق نرسد، شاید سناریوی جدید را در افغانستان تطبیق نماید که عبارت از دوام جنگ تحت بیرق و نام جدیدی است، در این صورت شاید فشار بر طالبان بیشتر گردد و از صحنه دور ساخته شوند، قسماً شاید دولت را حمایت نمایند و انتخابات نیز برگزار خواهد شد و فرد مورد نظر و دلخواه امریکا زمام امور را بدست خواهد داشت، اما با این همه در جبهه جنگ تغییری نخواهد آمد، بلکه جنگ بیشتر خواهد شد و به ظاهر گروه های جدیدی در مقابل نیروهای امریکا و ناتو داخل جنگ خواهند شد؛ در نتیجه افغانستان به سوی یک بحران جدید خواهد رفت و آنچه امروز به عنوان دست آورد نامیده می شود، دوباره نابود خواهد شد و این خطرناک ترین حالت برای افغانستان و منطقه خواهد بود.

امریکا به دنبال چیست؟

امریکا به دنبال دوام قدرت در منطقه و استفاده از منابع زیر زمینی در افغانستان و ایجاد تهدید برای کشور های چون چین و روسیه می باشد، امریکا علاقمند است تا جلو رشد اقتصادی چین گرفته شود و در ضمن راه به کشور های آسیای میانه بیابد و از منابع آنها استفاده نماید، اگر گروپ های مافیای بزرگ جهانی که در امریکا و روسیه موجود اند، به این توافق برسند تا از این همه منابع استفاده مشترک نمایند، بعید نیست که این منطقه با یک بحران جدید روبرو خواهد شد که شاید تا بیشتر از 20 سال دیگر ادامه خواهد داشت. اما در صورت عدم توافق، همه زور آزمایی ها در افغانستان صورت خواهد گرفت و افغانستان باز هم میدان رقابت های کشور ها قرار خواهد گرفت.

نتیجه: پس چه باید کرد؟ متأسفانه در این 18 سال در کنار آبادی های زیاد خرابی های زیادی هم در افغانستان صورت گرفت، مهمترین مشکلیکه که ما با آن دست و گریبان هستیم مشکل نبود قیادت های ملی و قابل اعتماد در جامعه است، متأسفانه بیشترین قیادت ها در فکر منافع شخصی شده و تلاش دارند تا برای شخص خود کار نمایند و خود را مطرح سازند که این مشکل باعث آن گردیده تا بالاخره ما به حیث یک کشور و ملت یتیم و بی چاره در منطقه زندگی داشته باشیم، آن هم زندگی یی که همیشه محتاج دیگران باشیم و در سایه دیگران و به فرمایش آنها به پیش رویم، اگر رهبران و بزرگان سیاسی در این موارد به نتیجه یی مطلوب نرسند، عاقبت امر نام های اینان باز هم درج تاریخ خواهد شد و به حیث رهبران قلابی و مزدور یاد خواهد شد، پس لازم است تا برای منافع علیای کشور یک دست شویم، کشور مردم خود را از سناریوهای دیگران نجات دهند و خود در فکر ساختار کشور و مردم خود شوند و اجازه ندهند تا خون مردم شان در جنگ های نیابتی دیگران بر زمین بریزد و مردم نیز تلاش نمایند تا برای آینده بهتر خود از متن جامعه رهبرانی را تقدیم نمایند که صدای راستین شان باشند و از رهبران دروغین و معامله گر، مربوط هر قوم و منطقه ایکه باشند بپرهیزند که شاید این راه نجات برای کشور باشد و بس.

خپروونکی : مدیر ویب سایت

مدیر ویب سایت

اړوندې ليکنې

نظر مو څرګند کړئ